جعفر شهرى باف
539
طهران قديم ( فارسى )
خورشيدى متلئلهء به نام ( شمس ) و مردى موقر متفكر در حال كتابت باسم ( عطارد ) و زنى جوان زيبا در حال نواختن چنگ و ترنم به نام ( زهره ) و صورت كهكشان يا شكل دريا يا رود باسم ( قمر ) كه اينان نيز خواص و اثراتى داشتند و وقتى اثر اين اشكال و بشقابها ظاهر مىگرديد كه هر دو را با هم عمل كرده يا نقوش دوازدهگانه و هفت پيكر با هم جمع گشتند در يك بشقاب كنده شده باشد و دستور العمل آنها كه دارندگانشان تعليم گرفته و مىدانستند اين بود كه اگر شكل ( حمل ) را آب زده قند انداخته بنوشند خود و زبانشان شيرين خواهد گرديد و اگر صورت ( ثور ) را پستان گاو ماليده آن را پخته بخور دهند خورنده را عاشق خود گردانند و اگر تمثال ( جوزا ) را آب زده از آن آب همراه خاك سه راه دو مجسمه ساخته بهم بچسبانند و خشك كرده بر زمين زنند چنان كه متلاشى شود به نام هر دو نفر كه خواهند ، از هم جدا و تفكيك خواهند گرديد . و اگر خيار را نصف كرده بر شكل ( سرطان ) ماليده آب يا خود آن را به دو دوست يا عاشق و معشوق دهند از هم بيزارى جسته كارشان بمفارقت انجامد و اگر صورت ( اسد ) را بر آب نبات نرم كرده كه روى آتش نرم شده باشد بزنند و پس از غسل و در بيرون آمدن از حمام زن به خود برگيرد و به خورد مرد دهد وى را شيفته و فريفته خود گرداند و اگر شكل سنبله را بر آب غسل خود كه از جنابت باشد زده در آن گندم يا جو خيسانده جلو كبوتر بريزد و نيت كند مرد را پابند مهر و محبت خود ساخته ، هر چه از او طلب كند بحصول پيوندد . و اگر صورت ميزان را زن هوودار موم چسبانده بر يك كفه نام هوو و در كفه ديگر نام خود نوشته دو نيمه كرده نيمهى هوو را در چاه حمام و نيمهى خود را در دودكش كورهاى اندازد شوهر از هوو بيزارى جسته به طرف او رو آورده ، و اگر شكل عقرب را به موم سياهى كه به شكل عقرب ساخته باشند چسبانده به آب گنداب حمام آغشته در خانه هوو يا دشمن اندازد جنگ و مخاصمه برخيزاند . و بهمچنين شكل قوسى را كه اگر آب زده با آن غسل كرده و بنوشند از هوى و هوس و افكار پليد شيطانى و بدنامى و تهمت و افترا در امان بمانند ، و شكل جدى را از رويش آب گذرانده كه جهت بزرگى و مال و جلالت بر سر بريزند كامياب بشوند و اگر شكل دلو را پنبهء سركهآلود ماليده ، آن را با چرك زن طلاق گرفته در شكم موش گذاشته بر بام عدو